کد خبر : 1662
تاریخ انتشار : جمعه ۲۵ تیر ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۱

زهرا خدری غریبوند

به مادر ش گفت شب عروسی ام می آیم به قولش وفا کرد اما با خبر شهادتش …

به مادر ش گفت شب عروسی ام می آیم به قولش وفا کرد اما با خبر شهادتش …
ایام سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و هفته ازدواج بر حسب توفیق با شهیدی آشنا شدیم که درست در شب مراسم عقد کنانش شهید شد . شهید سید ولی صالحی فرمانده مخابرات  گردان سلمان دوران هشت سال دفاع مقدس که هفت سال از عمر خود را در عملیات های مختلف جبهه گذراند  به بمب خنده در جبهه معروف بود. بدون شک خاطرات جبهه پر از شهدای اینچنینی هستند که خوشی های مراسم ازدواج و زندگی مشترک خود را فدای این مرز و بوم کردند و به دفتر خاطرات پر افتخار تاریخ این مملکت پیوستند.

به گزارش همدرنگ در ایام سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و هفته ازدواج بر حسب توفیق با شهیدی آشنا شدیم که درست در شب مراسم عقد کنانش شهید شد . شهید سید ولی صالحی فرمانده مخابرات  گردان سلمان دوران هشت سال دفاع مقدس که هفت سال از عمر خود را در عملیات های مختلف جبهه گذراند  به بمب خنده در جبهه معروف بود. بدون شک خاطرات جبهه پر از شهدای اینچنینی هستند که خوشی های مراسم ازدواج و زندگی مشترک خود را فدای این مرز و بوم کردند و به دفتر خاطرات پر افتخار تاریخ این مملکت پیوستند.

شهید سید ولی صالحی متولد ۱۳۴۴ در روستای جهانگیری توابع شهرستان مسجدسلیمان و هفتمین فرزند خانواده بود ایام نوجوانی این شهید عزیز مصادف بود با روز های پر تب و تاب پیروزی انقلاب اسلامی . شهید عزیز نوجوان ما هم علی رغم سن کم و فضای بدِ آن روزها اما به خوبی دشمن شناس خوبی بود و در همان زمان پابه پای سایر انقلابیون به مبارزه با گروهک های ضد انقلاب می پرداخت.

اوایل سال ۱۳۶۰ کمتر از یک سال از شروع جنگ تحمیلی نگذشته بود سید ولی شانزده ساله دانش آموز محصل دوره متوسطه راهنمایی تصمیم گرفت این بار وارد عرصه دفاع مقدس شود اما با توجه به سنِ کم با مخالفت های خانواده مواجه شد اما در نهایت سید ولی به عنوان بسیجی داوطلبانه عازم جبهه شد.

هفت سال از عمر سید ولی یعنی از سال ۶۰ تا ۶۷ در جبهه های جنگ سپری شد و یکی از پایه گزاران گردان سلمان بود و پس از تشکیل گردان سلمان به عضویت آن در آمد که با توجه به قابلیت های وی به عنوان فرماندهی مخابرات گردان منصوب شد.

سید ولی از ابتدای حضور در جبهه تا زمان شهادتش درچندین عملیات از جمله  والفجر مقدماتی، والفجر ۳ ، کربلای ۴ و ۵ در شلمچه و یک بار نیز در عملیات نصر ۴ کردستان که مجروح هم گردید و به بیمارستان بهار لو جنوب تهران انتقال یافت حضور داشت در نهایت نیز سوم فروردین سال ۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ در کردستان عراق واقع در منطقه عملیاتی قله ریشن به شهادت رسید.

اگر بنابر قیاسِ ذهنیتمان باشد شاید مویه های مادران و پدران شهدای سرزمین بختیاری ما برای داغِ از دست دادنِ جوان خود همان حال و هوای لالایی های شبانه برای کودکانشان دارد فقط سنگین تر و غمناک تر ،اما این غم مثل همه والدین شهدای ایران هیچ وقت کهنه نمی شود به خصوص چشم انتظاری آن ها برای دیدن دوباره .
در ارتباط با پدر و مادر شهید سید ولی صالحی  نیز بیش از ده سالی است این دو عزیز  به دیار حق شتافتند اما آنچه که نزدیکان این شهید در گفت و گو با خبرنگار ما از خاطرات آخرین دیدار آن ها با فرزندشان نقل کردند این هست که باتوجه به اینکه سید ولی به تازگی نامزد کرده بود و تمام مقدمات مراسم عقد و عروسی وی برای عید سال ۶۷ چیده شده بود مادر شهید با رفتن به جبهه وی با سابقه هفت ساله با ذکر این عنوان که شما  بیشتر از آن در جبهه بودید و دین خود رو ادا کردید مخالفت کرد تاکید داشت که بمانید چند روز دیگر مراسم عقدتان هست ولی ایشان با مهربانی و راضی کردن مادر اجازه رفتن گرفت که شب عروسی می آیم که خبر شهادتش در صبح همان روز آمد و جمله رود با خدام رود دلسوزم رود مهربونم  مو منتظر عروسی ات بودُم ذکر ناله های این مادر شهید با همان گویش غم انگیز بختیاری روی قبر پسرش تا پایان عمرش شد.

در خصوص ویژ گی های رفتاری این شهید بزرگوار که از  بسیجیان پایگاه مقاومت قدس مسجد سرکوره های این شهرستان است نقل شده که شهید سید ولی صالحی هر زمان
که از جبهه بر می گشت در ابتدا به خانواده های شهدای همرزمش سرکشی می کرد و پیگیر مسائل و مشکلات آن ها می شد و بعد به خانه خودشان می رفت‌. ضمن اینکه با خصوصیات اخلاقی که داشت افراد زیادی را در محلات مختلف جذب و ترغیب به حضور در جبهه می کرد.

شهید سید ولی صالحی به  ستون گردان و بمب خنده معروف بود و روحیه شاد و شوخ طبعی داشت بیشتر خاطرات شهید شوخی کردن هایش با همرزمان بود و مرتب رزمنده ها را به خنده در می آورد و با توجه به اینکه مداح هم بودند  همیشه بالب خندان و زمزمه  مداحی وارد خانه می شدند.

به نقل قول از  سردار کریم پور فرمانده گردان سلمان که در برنامه ها و نشست ها عنوان کرده  است شهید سید ولی رزمنده شجاع و دلدار ودر همه حال شاد و خندان  بود و همیشه رزمندگان را با شوخی های خود سرگرم و روحیه می داد ..

خواب شهادت فرزند….

نزدیکان این شهید بزرگوار از خواب پدرو مادر این شهید هنگام شهادت فرزندانشان  نیز خاطراتی را عنوان  کردند از جمله اینکه  پدر شهید ولی  صبح شهادت به همسرش  گفت دیشب خواب دیدم تیر خورده‌ام فکر کنم سید ولی شهید شده ..ساعاتی بعد خبر شهادت به درب خانه دادند.

مادرشهید  هم خواب دید که شهید  توی  حیاط  خانه  آمد با لب خندان گفت مادر میخواهم بروم آمدم از شما  خداحافظی بگیرم ..مادرگفت سید ولی ما منتظرت هستیم کجا بری عروسی ات هست گفت مادر جای خوبی میرم تو نمیدانی من کجا میخواهم بروم ..مادر گفت دست آوردم کاپشن را گرفتم گفت مادر آنجا یی که میروم جایش خیلی خوب است نگران نباش ..از خواب پریدم

فرازی از وصیت نامه شهید سید ولی صالحی:
پدر و مادرم من شما را خیلی دوست دارم و هرگز شما را فراموش نمی کنم ولی با امام خمینی میثاق بسته ام که تا آخرین قطره خونم به این عهد وفا کنم حتی اگر چندین بار مرا بکشند و دوباره زنده کنند من عهد شکن نیستم .
پس خداوند بدنم را با تیر پاره پاره بگردان تا دشمنان اسلام بفهمند گرچه روح مرا از جسم بیرون کردند ولی نتوانستند اعتقاد و ایمان مرا از من بگیرند.

تصویر شهید سید ولی صالحی:

تصویر پدر و مادر شهید سید ولی صالحی:

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.